|
|
|
|
|
ترکه از تاکسي پياده مي شه درو محکم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي. راننده مي گه من که چيزي نگفتم .ترکه مي گه بعدا که مي گي ------ از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه! ------ ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش! رشتيه هم غيرتی می شه و می گه يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين! ترکه پا می شه و می گه: ((( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! ))) ------ از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟ می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن ------ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 3:49 قبل از ظهر توسط مهدي و محمود
|
|
||